تو همان عابری هستی که خزان دلم را با گام هایت بهار عشق کردی

٬تو تکرار بارانی و نگاهت تابلوی قشنگ شبی زیباست که مرا میخواند

٬ روز تولد انسان ها در هیچ تقویمی یافت نمیشودچرا که فقط در قلب کسانی

 که به انان عشق می ورزند حک شده است٬ تو را همچون ارزوهای

م همیشه دوست خواهم داشت به شرطی که مرا در ارزوی خویش مگذاری

٬ارزویم این است:نرود اشک در چشمان تو مگر از شوق زیاد٬

نرود از عمق نگاهت لبخند٬ و به اندازه هر روز تو عاشق باشی

٬عاشق انکه تو را می خواهد٬و به لبخند تو از خویش رها می گردد٬

و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد